محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
464
خلد برين ( فارسى )
انتظام داشت و شغل تراشيدن قلم و محافظت محبره و قلمدان آن حضرت به وى متعلق بود . و با وجود خدمت شبانهروزى روزى بر وى نمىگذشت كه در حسن خط عارج معارج برترى نمىگشت و با آن كه در آخر كار ، روزگارش به غمز و سعايت حاسدان از انتظام افتاده از پرتو انوار انظار خورشيد آثار خاقان روزگار بىبهره گرديد و مدتها پريشان حال روزگار مىگذرانيد اما منشيان دار - الانشاى سلطنت به هنگام نگارش مكاتيب سلاطين آفاق ، خدمتش را به مجلس تحرير طلب داشته مكاتيب قيصر و پادشاهان عالى شان را به صوابديد وى مىنگاشتند و در انشاى آنها دخلهاى پسنديدهء وى را بجا دانسته به خرج بلاغت مجرى مىداشتند . و چون عارضهء بيمارى عارض ذات با بركات خاقان ستوده صفات گرديد و محبوسان را از بند و زندان رهائى روزى گرديد وزيرزاده نيز از زندان پريشان - حالى نجات يافته به وزارت ولايت شوشتر و خوزستان رسيد . عاقبت در زمان دولت خاقان عليين آشيان به تقريب وزارت مرشد قلى خان رخت اقامت به خراسان كشيده از راه زيادهسرى و بلندپروازى محرك سلسلهء قضاياى خراسان گرديد و پيوسته آوارهء صحراى انديشههاى محال بود تا برادرزادهاش در قلعهء تربت به قتل وى جرأت نمود . ديگر از تعليق نويسان آن زمان ميرزا محمد حسين گرامى خلف ميرزا شكر الله است كه پدر بلند اخترش در زمان خاقان جنت مكان به رتبهء استيفاى ممالك سرافراز بود و بعد از آن چنانچه ايمائى به آن شد به پايهء والاى وزارت اعظم مرتقى گرديد . اگر چه لآلى آبدار از جواهر زواهر خط تعليق در درج روزگار به يادگار مىگذاشت اما جواهر ريزههاى شكسته تعليقش در نظر صيرفيان دكانچهء حسن خط ، آب و رنگ ديگر داشت و در اين دو شيوهء پسنديده پايهء خط را به مرتبهء كمال رسانيده يگانهء روزگار خود گرديد . عاقبت در عهد خجستهء خاقان گيتى ستان فردوس مكان ، تيرهبختيها خدمتش را به ظلمتآباد هندوستان برده در سلك مجلسيان فرمانفرماى آن ديار